على ربانى گلپايگانى

278

ايضاح الحكمه ترجمه و شرح بداية الحكمه ( فارسى )

دو نسبت ( فعل و انفعال - دادن ، و پذيرفتن ) و خاصّه ويژهء هريك از آنها روشن‌تر و استوارتر مىشود ، و از اين‌جا است كه حكم مىكنيم هرفعل يك فاعلى مىخواهد ، وجود هيچ موجود نيازمند به علت ، بى علت فاعلى درست نخواهد شد ، اگر چه ساير علل را مانند علت مادى و جز آن داشته باشد . پاسخ به موارد نقض : آنگاه متوجه موارد نقضى كه از طرف ماديون درمورد علت فاعلى شده است گرديده و به آنها پاسخ داده‌اند . از جمله موارد نقض ، حركت سريع نور است كه در هرثانيه ( تقريبا ) معادل سيصد هزار كيلومتر را طى مىكند بدون آنكه فاعل و محركى داشته باشد ، ديگرى حركت دائمى ماده است بدون آنكه دليلى بر وجود فاعل حركت در دست باشد . از اين بالاتر اصولا پيدايش جهان مادّه معلول حركتهاى سر زده أتمها است كه در فضا سرگرم شناورى بوده و به واسطهء تصادم ، يكديگر را نگاه داشته و كراتى به وجود آمده و با تركيبات گوناگون ، خواصّ و آثارى راه انداخته‌اند ، درحالىكه براى پيدايش اين صورتها غير از ماده ، علتى در كار نبوده است . پاسخ : همان‌گونه كه قبلا بيان گرديد ، ما قانون عليت را از طريق مشاهدهء حوادث طبيعى به دست نياورده‌ايم ، بلكه از راه تجزيه و تحليل عقلانى به آن راه يافته‌ايم و مقصود از « عليت » هم رابطهء وجودى ميان علت و معلول است ، نه صرفا تعاقب دو پديده . آنگاه شواهدى از حوادث مادى و كارهاى بشرى هم بر آن ارائه نموديم . و رويهم رفته اين نتيجه به دست آمد كه رابطه ماده با اثر و فعل چيزى جز پذيرش و قبول نيست و قبول در صورتى است كه قابل آن را نداشته باشد ، بنابراين ماده هرگز نمىتواند اعطاءكننده اثر باشد . بر اين اساس در مواردى كه ( نظير حركت نور ) به حسب ظاهر چنين به نظر مىرسد كه پذيرنده حركت ( متحرك ) خود حركت را به خود اعطاء مىكند